رمان تدریس عاشقانه Archives - رمان دونی

رمان تدریس عاشقانه

رمان تدریس عاشقانه پارت ۹

  پوزخند شایان روی اعصابم بود. با لبخند محوی گفت _بمون حساب کنم میام می رسونمت. اون که رفت نگاه…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۸

  به پهلو شدم و با لبخند محوی به صورت غرق خوابش نگاه کردم آخی… ناز بشی پسر که انقدر…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۷

  هیچ توجهی به حرفم نکرد.. چند نفری که توی حیاط بودن با تعجب به ما نگاه میکردن.. توی ساختمون…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۶

عمه با عصبانیت گفت _نمیشه… اصلا نمیشه من چنین اجازه ای نمیدم. بابام اخم کرد و گفت _اونی که باید…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۵

  صدای زنگ آیفون که بلند شد دوباره غر غر های مامانمم شروع شد _چه عجب…الانم می‌خواست نیاد.اگه من گذاشتم…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۴

  با چشم های اشکی نگاهش کردم و خواستم حرف بزنم که بابام مچ دستمو کشید و غرید _تا وقتی…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳

  وحشت زده نگاهش کردم. بازوم و دنبال خودش کشوند که آرمان گفت _ببرش معاینه…اون وقت می‌فهمی که دخترت پاکه!…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۲

* * * * با خشونت پاشو روی ترمز گذاشت و گفت _پیاده شو! قیافه ی مظلومی به خودم گرفتم…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت یک

  دستم و زیر چونم زدم و با لذت به استاد ترم جدید نگاه کردم. پری سقلمه ای به پهلوم…

بیشتر بخوانید »
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن